سخنی از گاندی

من هیچ گناهی را بالاتر از این نمی دانم که "بی گناهی" را به نام خدا زیر فشار قرار دهند!

پدر...

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم
،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! حسین پناهی

بدون شرح!

سخنی زیبا از  امیر کبیر

اگر برنامه یک ساله دارید برنج بکارید، اگر برنامه ده ساله دارید درخت بکارید، اگر برنامه صد ساله دارید انسان تربیت کنید...