بشر ذاتا موجودی پاک سرشت است که در بدو تولد دارای فطرتی پاک و سالم است و اگر فطرت وی دچار انحراف نمی شد الان دنیای مادی و معنوی ما شکل دیگری می داشت و این همه تیرگی و ظلم بر این جهان حاکم نبود.

تکبر

چناچه هستند افرادی که به خاطر پرورش صحیح بذر وجودشان راه را یافته و تحت هیچ شرایطی از آن منحرف نمی شوند این قبیل انسان ها نه تنها دنیای خود را ساخته و آباد می کنند بلکه به دنیای بی روح دیگران نیز رونقی می بخشند و دم مسیحائیشان آن روح های زنگار گرفته  را تازگی بخشیده و به آن فطرت اولیه که خداوند انسان را بر آن فطرت آفریده است رهنمون می شوند .

سرشت انسان بر پاکی و نورانیت است و ناپاکی ها، تاریکی ها و زشتی های او عارضی و بخاطر انحراف می‌‌باشد. شناخت عوامل انحراف، راه شکوفایی سرشت اولیه را باز می‌‌کند. در حدیث آمده است: «‌‌إِنَّ اللهَ خَلَقَ الخَلقَ جَمیعاً مُسلِمینَ أَمَرَهُم وَ نَهَاهُم وَ الکُفرُ اسمٌ یلحَقُ الفِعلَ حِینَ یفعَلُهُ العَبدُ؛ (بحارالانوار، ج 5، ص 19) خداوند همه مردم را مسلمان خلق کرده است و آنان را امر و نهی نموده است. و کفر اسمی است که بر عقل انسان هنگامی که آن را انجام می‌‌دهد عارض می‌‌شود.»‌‌

مطالعه روی یک ماشین یا یک کار هنری، دست سازنده آن را می‌‌نمایاند، از این رو دانشمندان معروف تجربی که فطرت خود را بدست تجربه و حس نداده‌‌اند، اعتراف دارند که: چون ماده نمی‌‌تواند قوانین حاکم بر خود را بیافریند، ناچار عامل غیر مادی در کار است